السيد الخميني
674
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
اگر مفاهيم كمال از حيثيات مختلفه منتزع شود ، چنانچه در بعض ممكنات چنين است ، اين بالعرض است و از جهت تنزل حقيقت وجود و تشابُك آن با اعدام است بالعرض . و قاعدهء دوم ، آنكه آنچه كامل من جميع الجهات و صرف كمال و خير است بايد بسيط من جميع الجهات باشد . و نيز به تبع دو قاعدهء ديگر استفاده شد كه آنچه در او تركيب راه دارد ، هرطور تركيبى باشد ، كامل از جميع جهات نيست و نقص و عدم نيز در او راه دارد ؛ و آنچه ناقص است بسيط مطلق نيست . پس ، حق تعالى چون بسيط تامّ است و تركيب ، كه مستلزم امكان و فقر و تعلق به غير است ، مطلقاً در او راه ندارد ، كامل من جميع الجهات است و داراى جميع اسماء و صفات است ؛ و او اصل حقيقت و صريح ماهيت هستى است ، بدون آنكه وجود او مشوب به غير وجود و كمال او مشوب به غير كمال باشد ؛ پس صرف وجود است ، چه اگر غير وجود در او راه داشت ، شرِّ تراكيب ، كه عبارت از تركيب از وجود و عدم است ، در او راه داشت ؛ پس صرف علم است و صرف حيات است و صرف قدرت است و صرف بصر و سمع و ساير كمالات است . پس ، درست شد فرمايش امام صادق عليه السلام : « والعلم ذاته و القدرة و السمع و البصر ذاته » . نقل و تحقيق نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق بدانكه حكماى الهى صفات حق تعالى را بر سه گونه تقسيم نمودهاند : اول : صفات حقيقيه . و آن را به دو قسم منقسم نمودهاند : صفات حقيقيهء محضه ، مثل حيات و ثبات و بقا و ازليت و امثال آن ؛ و صفات حقيقيهء ذات الاضافة ، مثل علم و قدرت و اراده كه اضافه دارد به معلوم و مقدور و مراد . و اين دو نحو صفت را عين ذات دانند . دوم : صفات اضافيهء محضه . مثل مبدئيت و رازقيت و راحميت و عالميت و قادريت و امثال آن .